محمدتقى نورى

195

اشرف التواريخ ( فارسي )

حسب الفرمان قضا جريان « 1 » با استعداد تمام وارد هرات و به قهر و غلبه آن را مسخّر نموده ، اشرار قندهار نيز از صولت و سطوت پادشاهى مدمّر و از نيروى طالع فيروزى مطالع شاهنشاهى كابل نيز به اندك‌زمانى به حوزهء تسخير درآمده ، شاه‌زمان گرفتار و متابعان او بالمرّه مقيّد به قيد اسار گشتند . شهزاده محمود شيوهء بىرحمى را شعار و ديدهء برادر نامدار خويش را بنابر تحريك بعضى از بىبصيرتان « 2 » غدّار و حق‌ناشناسان بىاعتبار « 3 » از حليهء بينايى عاطل و منشور سلطنت آن پادشاه كامل را به گزلك « 4 » بىوفايى باطل ساخته ، اكثرى از امراى افاغنه را به جهت تصور ثبات دولت مطلوب مصلوب و بسيارى از رؤساى آن طايفه را به انتقام كردار ديرينه منكوب « 5 » و در نهايت تكبّر و اقتدار بر وسادهء بزرگى و اعتبار تكيه زده ، به خاطر خوش و دل « 6 » خرّم به امر خطير سلطنت و تدارك خرابى احوال رعيت و مملكت « 7 » پرداخته ، شهزادهء فيروز را در هرات و ميرزا كامران را در قندهار به منصب والاى واليگرى سرافراز و ساير خوانين كه درين سفر با او موافقت كرده « 8 » بودند ، هركدام را به جاىگير محالى « 9 » لايق بين الاكفاء ممتاز ساخت . شجاع الملك كه در عهد شاه زمان « 10 » برادر خود ، به دارايى صوبه‌جات هند منصوب مىبود ، « 11 » بقية السيف لشكر شاه زمان به او ( 73 الف ) پيوسته و شاهزاده قيصر نيز در آن گيرودار مرحله‌پيماى وادى فرار گرديده « 12 » ، در زواياى گمنامى مختفى شد . « 13 » شاهزاده « 14 » محمود اسم پادشاهى بر خود اطلاق كرده ، عريضهء مخلصانه و تحف و پيشكش‌هاى لايق مصحوب كسان زبان‌دان روانهء دربار با عزّ و شأن نموده ، به تجديد مؤسس اساس يك‌جهتى گرديده ، به تشييد « 15 » مبانى عهود و مواثيق پرداخت و جهانگير خان را به عطاياى شاهانه « 16 » نواخته ، مرخص ساختند .

--> ( 1 ) . مج : حسب الفرمان قدر توأمان . ( 2 ) . مج : حق ناشناسان . ( 3 ) . مج : كافرنعمتان دنيادار . ( 4 ) . مج : آن سلطان كامكار به آب . ( 5 ) . ملك : « منكوب » ندارد . ( 6 ) . مج : « دل » ندارد . ( 7 ) . مج : « و مملكت » ندارد . ( 8 ) . مج : نموده . ( 9 ) . مج : محال . ( 10 ) . ملك : زمانشاه . ( 11 ) . مج : منصوب و در شاور بود . ( 12 ) . مج : شده . ( 13 ) . مج : گرديد . ( 14 ) . مج : شهزاده . ( 15 ) . مج : تأسيس . ( 16 ) . مج : ملوكانه .